حتما" در بین شما عزیزان کسانی

 

هستند که  مشتاقند با این

 

قاری قرآن ((سید علیرضا موسوی))

 

 ملاقاتی از نزدیک داشته

 

باشند ومصاحفه کنند.من هم یکی

 

از این اشخاص بودم که مدت

 

زیادی بود که میخواستم ایشون را از

 

 نزدیک ببینم .ولی

 

میدونیدکه این کار کار آسانی 

 

نیست.  بگذارید از اول همه چیز را

 

برایتان تعریف کنم......

همه چیز درست از وقتی شروع شد

 

 

 که ساعت تقریبا" 6 صبح

 

بود و دقیقا" نمیدونم با چه هدفی

 

 بیدار بودم ولی معمولا" صبح

 

ها برای افزایش نفس ورزش

 

میکردم. این رو هم میدونستم اگه

 

شب رو بخوابم  اگه زلزله هم بیاد

 

دیگه منو نمیتونه از خواب بیدار

 

کنه.!!!!!

 

 

همه خواب بودند منم مثل آدمای

 

بیکار به پشتی تکیه داده بودم

 

و با کنترل تلویزیون خودم رو سرگرم

 

کرده بودم و شبکه ها رو

 

بدون هدف و همینجوری عوض

 

 میکردم.تا این که دیدم یک قاری

 

نوجوان در تلویزیون میخواد شروع به

تلاوت کنه. و در پرده ی

 

پایین شروع کرد  ((اعوذ بالله من

 

الشطان الرجیم)).

 

 

 اولش نشناختم ولی وقتی  شروع

 

 به خوندن((یا ایها الناس

 

الذکروا نعمه الله علیکم))کرد دیگه

 

یواش یواش آشنا میومد.یادم

 

اومد قبلا" هم تلاوت این قاری

 

یعنی سید علیرضا موسوی  رو

 

شنیدم.خیلی مجذوب تلاوت این

 

استاد کوچک شده بودم و سرتا

 

پا گوش شده بودم. استاد کوچک

 

بزرگوار از مصطفی اسماعیل

 

تقلید میکردند.وتلاوت مصطفی

 

اسماعیل سوره های ی فاطر و

 

الحاقه حدود 46 دقیقه است ولی

 

نمیشد همه ی اونو تو ی این

 

مجلس خوند.. استاد به پرده های

 بالاتر رفتند ...

 

استاد ادامه دادند((والله الذی

 

ارسل...))با چند باره خوانی این

 

آیات در پرده ی صوتی بالا به

 

مستمع  شور و شوق

 

میدادند.دوباره باز گشتند و آیه ی

 

شریفه ی((والله الذی

 

ارسل...))را در مقام صبا اجرا کرده و

 

ادامه دادندو با سکتی در

 

((من کان یریدالعزه فلله العزه

 

جمیعا"....الیه یصعد الکلم الطیب

 

والعمل الصالح یرفعه))مجلس را

 

غافلگیر کردند.تا که در ((ان ذلک

 

علی الله یسیر)) با فرودی تلاوتشان

 

را به پایان رساندند.

 

 

 

 

از آن شب به بعد حتی بعضی شبها

 

بیدار میموندم که شاید

 

تلویزیون  از قزائت های ایشون

 

پخش کنه.

 

 

 

اونم که فایده ای نداشت.حتی

 

قرائتشون رو تو نمایشگاه بین

 

المللی قرآن هم نتونستم پیدا

 

کنم.من هم اینجوری شد که روی

 

آوردم به اینترنت و گشتن وبلاگ ها

 

و سایت ها.

 

 

 

بیشتر به این فکر میکردم که استاد

 

رو از نزدیک ببینم ولی

 

نمیدونستم چطوری پیداشون کنم 

 

 تا این که چند ماه بعد دل رو

 

زدم به دریا ورفتم  تبریز تا شاید

 

بتونم  ببینمشون.خلاصه...بعد از

 

چند بار رفتن و اومدن. چند وقت

 

گشتن و کلی  پرسیدن از این و

 

اون و ...

 

 

 

شماره ی پدرشون رو پیدا کردم و

 

تماس گرفتم.بعد از معرفی

 

خودم گفتم که واسه چی

 

اومدم.ایشون هم شماره ی

 

((استاد)) رو بهم دادند تا با

 

خودشون صحبت کنم. با استرس

 

شماره رو گرفتم. حسابی دست و

 پامو گم کرده بودم . یک

 

 

صدای آشنا پاسخ دادند:

 

 

 

((استاد)):بله

 

 

 

 سلام علیکم

 

 

 

((استاد)):سلام علیکم

 

 

 

:من یکی از قاریان قرآن هستم و

 

میخواستم اگه مقدور باشه

 

شمارو ببینم

 

 

 

 

 

چند لحظه ی بعد........

 

 

 

((استاد)):مشکلی نیست من بعدا"

 

با شما تماس میگیرم و

 

میگم کجا بیایید.

 

 

 

من:خیلی ممنون التماس دعا

 

 

 

((استاد)):التماس دعا خداحافظ

 

 

 

 

 

 

 

در تماسهای بعدیمان با هم در

 

مکانی قرار گذاشتیم.من در یک

 

طرف خیابان منتظر استاد بودم . و

 

استاد که چهره ی مرا

 

نمیشناختند در طرف دیگر بودند.تا

 

این که من به آن طرف خیابان

 

نگاهی کردم برای اولین بار در حالی

 

که خیابان بین ما حائلی

 

بود نزدیک چشم در چشم استاد به

 

هم نگاه کردیم.بعد از

 

مصاحفه  ایشان مرا با اسرار به

 

داخل دعوت کردند.حتی باورش

 

هم برام سخت بود که یه روز  با

 

سید علیرضا موسوی دقایقی 

 

همصحبت بشوم.ولی کار خدا رو

ببینید...

 

 

 

 

 


 

 

 

 

وقتی که سبک تقلیدی مرا پرسیدند

 

گفتم از زمانی که

 

قرائتشان راشنیدم بیشتر از

مصطفی اسماعیل تقلید میکنم.و

 

همان را نیز توصیه کردند و گفتند که

 

سبک تقلیدی ام را عوض

 

نکنم.

 

 

خلاصه بعد از صحبت با ایشان دیگه

 

یواش یواش التماس دعا رو

 

گفتم و خداحافظی کردم و استاد مرا

 

تادم در همراهی کردند.

 

 

 

 

 

 

 

نکته ی جالب توجه و نگین این دیدار

 

این بود که به یک نکته ی

 

واقعا" مهم پی بردم.

 

 

 

آن این بود

 

 ((از صدایش زباتر

 

  است))

 

تواضع و

 

فروتنی استاد و اخلاق اهل بیت

 

وارانه ی ایشان که از اجداد

 

پاکشان به ارث برده برده بودند از

 

صدا وتحریرهایشان

 

زیباتر بود. در آن دیدار حتی ایشان با

 

آن همه محبوبیت که ابتدا از

 

در وارد نشدند.و اسرار میورزیدند که

 

من اول وارد شوم..و از

 

کلماتی که به کار میبردند بیشتر

 

میگفتند ((من کسی نیستم))

 

 

 

 

 

 

 

وبار دیگر به سخن ((هرکس فروتنی

 

بکند خداوند او را بالا میبرد

 

و عزیز میکند))یقین پیدا کردم.

 

 

 

 

 

 

 

و احادیثی از قبیل ((هرکس تقوی

 

الهی را رعایت کند خداوند

 

مردم را مطیع او میسازد.))

 

 

 

و((هر کس خدا را بنده گی کند خدا

 

نیز مردم را بنده (مطیع) ی

 

او میکند.))جلوه گر شدند.

 

 

 

 

 

 

 

بیایید لاقل اگر قاری قرآن هم

 

نشدیم سید علیرضا موسوی

 

بشویم.......

 

 

 

 

 

 

 

.

 

 

 

 پس تصحیح و کامل میکنم.

 

 

 

((او از صدایش زیباتر است)).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

((والسلام علیکم والحمد لله رب

العالمین))

 

 

 

 

 

 

از دوستانی که از ایشان سوالی دارند در بخش نظرات مطرح کنند.تااینجانب از ایشان بپرسم و در پاسخ بنویسم.شاید هم از خود ایشان خواستم تا بیایند و پاسخ دهند.

نویسنده : سجاد از قم 5 آبان 1395 ساعت : 22:24
سلام علیکم خسته نباشید
بنده طلبه مدرسه فیضیه قم هستم اگه میشه شماره این قاری عزیز رو برای ما بفرستید تا ما هم از محضرشون استفاده کنیم.
اینم شمارمه : 09171928245
نویسنده : مسلمی 22 مرداد 1394 ساعت : 14:54
سلام اقا آیدین بی وفا.چه خبرا.چرا تو وبلاگتون فعال نیستید؟
نویسنده : محمدسجاد 22 مرداد 1394 ساعت : 14:48
سلای آقای حیدری وبلاگ خیلی عالی دارید،خوش به حالتان،من دوست داشتم مثه وبلاگ شما داشته باشم جزاکم الله خیرا.
راستی آقای حیدری از اوضاء فعلی آقای موسوی به ما خبر بدید چرا دیگه دیده نمیشن؟شغلشون چیه؟چرا مفقود شدن؟
نویسنده : سید طه حسینی 25 تير 1394 ساعت : 22:08
با عرض سلام
میتونید مقدمات تماس مارو با استاد گرامی فراهم کنید؟
لطفا جوابتون رو به این شماره ارسال کنید(09196693145)
تشکر
نویسنده : مهدی 4 خرداد 1394 ساعت : 12:18
داورای متقلب که خیلی زیادن مخصوصا تو استان ما آذربایجان شرقی
نویسنده : محمد قربانی 24 شهريور 1392 ساعت : 23:00
با سلام :
میخاستم بگم من آقای موسوی رو اصلا نمی شناختم یه سری خیلی اتفاقی کلیپ ایشون تو جمع مردم تبریز رو دیدم و اشکم سرازیر شد...
من اصلا اهل قاری خوندن و ... نبودم اما از زمانی که صدای محشره این سید بزرگوارو شنیدم هم به قرآن علاقه مند شدم هم به قاری خوندن قرآن در ضمن ایشون با این صدای آسمونیشون باعث شدن من توبه کنم از خیلی چیزا و به حفظ کل قرآن بپردازم کاشکی قسمت بشه ایشون رو از نزدیک ببینم مثل شما.
یاعلی
ایمیل
نویسنده : علی اکبر نکوئی 26 تير 1392 ساعت : 8:29
سلام اقای حیدری من یک موذن پیشپا افتاده ام از وقتی که من را نگذاشتنددر مسجد اذان بگویم اذان را رها کردم ازشما خواهشمندم که ازاقای موسوی بخاهید که من را راهنمای کنند با تشکر
ایمیل سایت
نویسنده : علی اکبر نکوئی 26 تير 1392 ساعت : 8:19
با سلام
ایمیل سایت
نویسنده : محسن 22 خرداد 1392 ساعت : 15:01
سلام من هم یکی از قاریان تبریز هستم و به سید علیرضا موسوی علاقه بسیاری دارم برادر بزرگ من هم با ایشون هم کلاس بودن منزل اقای موسوی هم به خونه ی ما نزدیکه اما چند وقتی که داره تو حوزه قم تحصیل میکنه و این جا نیست میتونم بپرسم اون شماره که دادین مال کیه


سلام.
آقای موسوی تو حوزه ی علمیه ی ولیعصر فکرکنم در حال تصیل باشند.
این شمارمه
09398457475
نویسنده : سیدحسین 18 بهمن 1391 ساعت : 12:05
سلام میخواستم بپرسم آقاسید علیرضا الان چندسالشونه و هنوز هم تلاوت دارن یانه؟ فقط سبک مصطفی اسماعیل میخونن؟


سلام.ممنون از نظرتون.
عليرضا الان 18 سالشه.تلاوت نميكنه فعلا.نسبت به تلاوت هاي قبليش هم افت ولي داره.اما از نظر مساحت صوتي پيشرفت داره
فكر كنم شحات هم كار ميكنه.
و به گفته ي استادش(استاد مهدي محمدزاده) بيشتر الان بم خواني كار ميكنه.البته بهتر بود براي بم خواني عجله نكنه.
نویسنده : وحید رنجبر 8 مرداد 1391 ساعت : 17:45
بسم تعالی با سلام وخسته نباشید خدمت اقای سید ایدین حیدری. اولا امروز که بعد از چند سال تنوستم با کسی که که بااقای سید علیرضا موسوی دیداری نزدیک داشته ارتباط برقرار کنم خیلی خوشحالم .خوشا به سعادتان. واقعیتش من یکی از قاریان قران هستم و علاقه ی شدیدی به تلاوت استاد موسوی دارم و حدو. 4سال است که دنبال این استاد بزرگ هستم و لی متا سفانه تا کنون موفق نشده ام که حتی یک ادرس یا نشانه ای از ایشان یدا کنم . امروز که بعد از 6ماه به اینترنت مراجعه کردم و تیتر او از صدایش زیبا تر بود را دیدم واقعااز شدت خوشحالی در ÷و ست خود نمی گنجیدم و خیلی خوشحال بودم که شاید منم مثل شما بتوانم به ارزویه چندین ساله ام برسم و حال از شما عاجزانه میخوام که به من کمک کنید منم انشائ الله در شب های قدر تا جایی که بتوانم شما را دعا می کنم و یک عمر شرمند ه ی شما خواهم شد . 8/5/1391 وحید رنجبر/091486؟4078


اين شمارمه.
در خدمتتونم.
09398457475
نویسنده : سيد آيدين حيدري((قاري جوان)) 6 فروردين 1391 ساعت : 17:51
با سلام لطفا تاپيك تازه رو در مورد پارتي بازي مطالعه كنيد.ان شاءالله قانع ميشيد.
نویسنده : علی اکبر 4 فروردين 1391 ساعت : 21:49
سلام.سعی کنیم یه وقتی تو مسابقات شرکت کنیم که واقعا" آماده باشیم یعنی محکم و استوار بریم جایگاه و همونطورم برگردیم.این لازمش اینه که خیلی کار کنین و الا ارزششو نداره خودمونو به زحمت بندازیمو بعدشم ناراحت شیم.50% از امتیاز مختص تجویده پس اول بریم اونو چکش کاری کنیم(تجوید سطح عالی)لازمش اینه که حصری زیاد کار کنبم. بعدش صوت ولحن و بعدش مسابقات و کسب رتبه ی خوب انشالله دیگه اینجا پارتی و قرتی بازی امکان نداره
ایمیل
نویسنده : رضا 24 آذر 1390 ساعت : 10:47
سلام
اتفاقاً در مسابقات قرآن پارتی بازی بیشتره!!!
ولی همین آقای سید علیرضا اون سالی که من کشوری بسیج رفته بودم اومدن و اینقدر عالی خوندن که دیگه هرچقدر هم قرار باشه پارتی بازی بشه نمیشه ازا ولیشون صرف نظر کرد
سایت
نویسنده : سيدمرتضي قاضوي 8 آبان 1390 ساعت : 7:42
سلام سيد؛
سيدجان بعيد مي دانم در مسائل قرآني حداقل پارتي بازي وجودداشته باشه، دوست من كسي كه داور مسابقات قرآني ميشه عمري رو با قرآن گذرونده و هيچوقت پارتي بازي نمي كنه..
خيلي وقتها خود انسان فكر مي كنه كه قرائت خوبي رو انجام داده ولي واقعاً اينطور نيست!!
موفق باشي


سلام علیكم سید عزیز.
من هم قبلا" مثل شما فكر میكردم.كه در قرآن پارتی باری نمیشه و این حرفا.
بعضی وقت ها حق باشماست قاری قرائتی میكنه كه خودش فكر میكنه خوب خونده ولی در صورتی كه اینگونه نیست.
اما سید عزیز صحبت من این حرفا نیست.دیگه قرآن خوندن كوچه بازاری رو با قرآن خوندن حرفه ای رو بچه ها هم میتونند تشخیص بدن.

كسی تو مسابقات رتبش از من بالاتر شد كه خودش تو كلاس صوت و لحن من كار میكرد.یعنی تو كلاس خودم بود.و تمامی شركت كنندگان در مسابقه كه بعضا" سطح بالا هم بودند.همگی به این نتیجه رسیده بودند كه حق اون نبود كه رتبه بیاره.

اون شخص سال اول كه رتبه آورد صبا رو از نهاوند تشخیص نمیداد!!
شحات رو از متولی عبدالعال تشخیص نمیداد.!!
خدا شاهده.
حالا سال بعد يكم پيشرفت كرده بود
بعدش هم نمره ی صوت و لحنش از من بیشتر اومد .
بعدش كه از خود داور ها پرسیدم یكیشون از دهنش در رفت و گفت كه اصلا" قرار نبود تو رتبه بیاری.
بعدش هم معلوم شد از قبلا برنا مه ريزي كرده بودند.

با گفتنن وادعا نمیشه انشاءالله از قرائت های خودم برای شما میفرستم یا در وب میذارم.تا خودتان قضاوت كنید.
اگر هم تا الآن به قول معروف به جایی نرسیدم.علتش همینه.یادمه وقتی خواستم قرائتمو بدم صدا و سیما اولین چیزی كه پرسیدند این بود:تو كدوم مسابقات مقام آوردی.؟...


آقای حسین رزمی مقام دوم كشوری (همون سالی كه سید علیرضا موسوی اول شد) هم میگفت كه تو منطقه ی ما وضعیت داوری خیلی خرابه.

ابنو هم در نظر داشته باشیم كه عمر و ابیبكر هم عمرشون رو با قرآن سپری كرده بودند.و در بين قاريان هم منافق زياد داريم.


التماس دعا
یا علی

سایت
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *


نوشته شده توسط سيد آيدين حيدري ((قاري جوان)) در دوشنبه 9 آبان 1390 ساعت 0:25 موضوع | +